بنام تک پرستوی گمشده ی قلبم

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی
که کسی انها را نبست.
بر روي سنگ مزارم قالبي از يخ بگذاريد تا هنگامي كه خورشيد بر آن مي تابد به جاي يارم گريه كند ...
آي آشناها اگر روزي من مردم بر روي تابوتم پارچه ي سياهي بكشيد تا همه بدانند غمگين و ماتم زده بودم، دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همه بدانند به آنچه مي خواستم نرسيدم....
چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم به راهم و به مزارم گلي نياوريد زيرا گلي در سينه دارم كه هرگز پژمرده نمي شود ...








اه اگر باز بسویم ایی
دیگر از کف ندهم اسانت
ترسم ان شعله سوزنده عشق
اخر اتش فکند بر جانت








تو رفته اي كه بي من تنها سفر نكني
من مانده ام كه بي تو شبها سحر كنم
تو رفته اي كه عشق من از سر بدر كني
من مانده ام كه عشق تو را تاج سر كنم
چشم به راهت خواهم ماند |









I LOVE YOU



















سلام
يه سلام به اندازه ي تموم قطره هاي بارون كه تو فصل بهار گو نه هاي نازت رو نوازش مي كنه.
بهار يعني تو بهار يعني تو با تموم احساساي قشنگت.
بهار يعني توو تو يعني يه عشق پا ك و جاودانه تو قلب من.
قلبي كه لحظه ها و دقايق با تو بودن روش حكاكي شده.
قلبم رو كه به بهانه ي عشق پاكمون مي تپه به تو تقديم مي كنم كه همه بدونن ديوا نه وار دوستت دارم ![]()
![]()
![]()

...دوستم بدار که شاید فردایی نباشد![]()
![]()
![]()
سلام
فقط یک کلمه
دوستت دارم
ما را سر سودای کس دیگر نیست در عشق تو پروای کس دی گر نیست
جز تو دگری جایی نگیرد در دل دل توشه جای کس دیگر نیست

می خواهم از اقیانوس گرم نگاهت شعر بسازم و از دریای خروش نگاهت که بیانگرمهر و عاطفه ات
می باشد خرمن گیرم ای کاش باران بودم تا غبار غمهایت را پاک می شستم و ماه بودم تا قلبت را نورانی
می کردم و اگر خورشید بودم بر قلبت می تا بیدم و اگرباد بودم علفهایت با خود می بردم ای کاش پرنده ای
بودم و بر آسمان نیلگون قلبت پرواز می کردم.
اما افسوس... افسوس و صد افسوس که نه باد و نه باران و نه پرنده هستم![]()
تقدیم به کسی که به اندازه ی ستاره های آسمون دوستش دارم
در دفتر سپیدم یادت همیشه جاری است ،اسمت برای گلها فریاد بی قراریست،آینیه ی دو چشمت خورشید
بی غروب است.در قلب نگاهت آهنگ برباریست![]()
![]()
![]()









در کتابی معنای عشق را از نظر مردم خواندم :
یکی گفت عشق دریایی هست که دو ساحل را به هم پیوند می دهد
یکی گفت عشق کویری بی انتهاست که پایانی ندارد
یکی گفت عشق مانند سیبی هست که به طور مساوی بین دو نفر تقسیم شده
یکی گفت عشق یعنی از خود گذشتن برای دیگری
یکی گفت عشق حسرت چیزی است که نخواهی داشت![]()
![]()
![]()



































ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود تو در كنار من بشيني محال بود هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود چشمان مهربان تو پاك و زلال بود پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري با تو چه قدر كوچه ما بي مثال بود نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود سيب درخت بي ثمر آرزوي من يك عمر مانده بود ولي كال كال بود گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم من از عبور تو رنج و ملال بود چيزي شبيه جام بلور دلي غريب









بنام انکه لبخند را در دیدار و محبت را در اشنایی وغم را در جدایی وتنهایی را با اشک افرید.
عشق حدیثی است که با یک نگاه اغاز می شود با یک لبخند شکل می گیرد با یک بوسه به اوج میرسد و عاقبت با قطره اشکی پایان می پذیرد
بنام انکه نیاز روح های عطش ناک و زمزمه های جانهای پاک و تابناک است.
بر سنگ مزارم بنویسید که افسرده دل خفته در این معبد خاموش
انجا بنویسید که او زاده غم بود و به یکباره به غم های جهان گشت فراموش















بالاترین دلتنگی
موقعی است که با کسی باشی
و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید









من گفتم زندگیمو .اونهم ناراحت
شد و برای همیشه از پیش من رفت.
اما هیچ وقت نفهمید که اون خودش تمام زندگیم بوده.











